روشهای تنظیم ریز (Fine-Tuning) برای وظایف خاص
📅 تاریخ انتشار: 1404/07/11
🏷 کلمات کلیدی: یادگیری عمیق، تنظیم ریز، مدلهای زبان بزرگ، پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین، تکنیکهای بهینهسازی، انتقال یادگیری، دادههای آموزشی، چالشهای یادگیری ماشین
چکیده
در سالهای اخیر، پیشرفتهای چشمگیری در زمینه یادگیری عمیق و بهویژه مدلهای زبان بزرگ (LLMs) مشاهده شده است. یکی از چالشهای اصلی در استفاده از این مدلها، تطبیق آنها با وظایف خاص و دامنههای کاربردی مختلف است. این مقاله به بررسی روشهای تنظیم ریز (Fine-Tuning) پرداخته و تکنیکهای مختلفی را که برای بهبود عملکرد مدلها در وظایف خاص به کار میروند، معرفی میکند. ابتدا، به تحلیل انواع مختلف تنظیم ریز، از جمله تنظیم کامل، تنظیم جزئی و استفاده از یادگیری انتقال پرداخته میشود. سپس، به بررسی مزایا و معایب هر روش و تأثیر آنها بر روی دقت و کارایی مدلها در وظایف مختلف میپردازیم. همچنین، به تجربیات عملی و نتایج بهدستآمده از کاربرد این روشها در حوزههای مختلف، از جمله پردازش زبان طبیعی و بینایی کامپیوتری، اشاره خواهیم کرد. در نهایت، این مقاله به چالشهای موجود در فرایند تنظیم ریز و راهکارهای پیشنهادی برای بهینهسازی این فرایند میپردازد و به بررسی روندهای آینده در این زمینه میپردازد. نتایج این تحقیق میتواند راهگشای پژوهشگران و مهندسان برای بهبود عملکرد مدلهای یادگیری عمیق در کاربردهای خاص باشد.
راهنمای مطالعه
- مقدمهای بر تنظیم ریز (Fine-Tuning) و اهمیت آن در یادگیری عمیق
- اصول پایه تنظیم ریز: فرآیند و تکنیکهای کلیدی
- انتخاب مدل پیشآماده: معیارها و راهنماها
- تنظیم پارامترها: استراتژیها و بهترین شیوهها
- تنظیم ریز برای پردازش زبان طبیعی: چالشها و راهکارها
- کاربردهای تنظیم ریز در بینایی ماشین: نمونهها و نتایج
- نتیجهگیری و آینده تنظیم ریز در یادگیری ماشین
مقدمهای بر تنظیم ریز (Fine-Tuning) و اهمیت آن در یادگیری عمیق
تنظیم ریز (Fine-Tuning) به عنوان یک تکنیک کلیدی در یادگیری عمیق، به ویژه در زمینه مدلهای پیشآموزشدیده، نقش اساسی ایفا میکند. این روش به ما این امکان را میدهد که از دانش و ویژگیهای استخراجشده از دادههای وسیع و عمومی استفاده کنیم و آن را به وظایف خاص و محدودتر منتقل کنیم. در واقع، تنظیم ریز به ما این فرصت را میدهد که با استفاده از مدلهای بزرگ و پیچیده که بر روی مجموعههای داده عمومی آموزش دیدهاند، عملکرد بهتری در وظایف خاص مانند تشخیص تصویر، پردازش زبان طبیعی و شناسایی گفتار داشته باشیم. اهمیت تنظیم ریز در یادگیری عمیق از چند جنبه قابل بررسی است. نخست، این روش به کاهش زمان و منابع مورد نیاز برای آموزش مدلهای جدید کمک میکند. به جای شروع از صفر و آموزش یک مدل جدید، میتوانیم از وزنها و ویژگیهای مدلهای پیشآموزشدیده استفاده کنیم و فقط بخشهای خاصی از مدل را برای دادههای جدید تنظیم کنیم. این فرآیند به ویژه در شرایطی که دادههای آموزشی محدود هستند، بسیار موثر است. دوم، تنظیم ریز میتواند به بهبود دقت و کارایی مدل در وظایف خاص منجر شود. با تنظیم دقیق مدل به دادههای خاص، میتوانیم از قابلیتهای یادگیری عمیق بهرهبرداری بیشتری کرده و عملکرد بهتری را در مقایسه با مدلهای عمومی به دست آوریم. این موضوع به ویژه در زمینههای تخصصی مانند پزشکی یا تشخیص احساسات در متون، جایی که دادهها ممکن است به شدت متفاوت از دادههای عمومی باشند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. علاوه بر این، تنظیم ریز به ما این امکان را میدهد که مدلها را به سرعت و با انعطافپذیری بیشتری به روز کنیم. با تغییر در دادهها یا شرایط محیطی، میتوانیم به راحتی مدلهای موجود را تنظیم کرده و بهینهسازی کنیم تا همچنان عملکرد قابل قبولی داشته باشند. این ویژگی به ویژه در دنیای سریع و در حال تغییر فناوریهای یادگیری ماشین، از اهمیت بالایی برخوردار است. در نهایت، با توجه به رشد روزافزون دادهها و پیچیدگی مدلها، تنظیم ریز به عنوان یک راهکار موثر و عملی در یادگیری عمیق، به ما این امکان را میدهد که از پیشرفتهای موجود بهرهبرداری کنیم و به ارائه راهحلهای بهتری برای چالشهای خاص بپردازیم.اصول پایه تنظیم ریز: فرآیند و تکنیکهای کلیدی
بخش «اصول پایه تنظیم ریز: فرآیند و تکنیکهای کلیدی» در مقاله «روشهای تنظیم ریز (Fine-Tuning) برای وظایف خاص» به بررسی مراحل و روشهای کلیدی که در تنظیم ریز مدلهای یادگیری ماشین برای وظایف خاص به کار میروند، میپردازد. تنظیم ریز به معنای بهینهسازی یک مدل پیشآموزشدیده است تا بتواند به شکل بهتری بر روی دادههای خاص یک حوزه کار کند. این فرآیند معمولاً شامل چند مرحله اصلی است: انتخاب مدل مناسب، آمادهسازی دادهها، انتخاب هایپرپارامترها و در نهایت ارزیابی عملکرد مدل. انتخاب مدل مناسب اولین گام در فرآیند تنظیم ریز است. بسته به نوع وظیفه—از جمله طبقهبندی متون، شناسایی اشیاء در تصاویر یا پیشبینی سریهای زمانی—مدلهای مختلفی وجود دارند که میتوانند پایه مناسبی برای شروع باشند. مدلهایی مانند BERT یا GPT برای متون و EfficientNet یا ResNet برای تصاویر به عنوان گزینههای محبوب مورد استفاده قرار میگیرند. پس از انتخاب مدل، مرحله آمادهسازی دادهها آغاز میشود. این مرحله شامل جمعآوری دادههای مربوط به وظیفه خاص و پیشپردازش آنها به منظور حذف نویز، نرمالسازی و تقسیمبندی به مجموعههای آموزشی و آزمایشی است. کیفیت دادهها و تنوع آنها تأثیر مستقیم بر روی عملکرد نهایی مدل دارد. گام بعدی انتخاب هایپرپارامترها است. این شامل تنظیم نرخ یادگیری، اندازه بچ، تعداد دورههای آموزش و دیگر پارامترهای مرتبط با آموزش مدل میشود. انتخاب مناسب این پارامترها میتواند تأثیر بسزایی بر روی کیفیت نتایج داشته باشد و بهینهسازی آنها معمولاً از طریق روشهایی نظیر جستجوی شبکهای یا جستجوی تصادفی انجام میشود. در نهایت، ارزیابی عملکرد مدل تنظیمشده ضروری است. این ارزیابی میتواند با استفاده از معیارهایی مانند دقت، حساسیت و یادآوری انجام شود، و به ما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف مدل را شناسایی کنیم. همچنین، استفاده از تکنیکهای اعتبارسنجی متقابل میتواند به درک بهتری از عملکرد مدل در دنیای واقعی کمک کند. به این ترتیب، آشنایی با این اصول و تکنیکها نه تنها به بهبود عملکرد مدلهای یادگیری ماشین کمک میکند، بلکه میتواند به تحقیقات و پروژههای پیشرفتهتر در زمینه یادگیری عمیق و هوش مصنوعی نیز دامن بزند.انتخاب مدل پیشآماده: معیارها و راهنماها
در انتخاب مدل پیشآماده برای انجام وظایف خاص، چندین معیار و راهنما وجود دارد که میتواند به پژوهشگران و توسعهدهندگان کمک کند تا بهترین گزینه را بر اساس نیازهای خاص خود انتخاب کنند. این معیارها شامل دقت مدل، سرعت پردازش، منابع مورد نیاز، و سازگاری با دادههای خاص وظیفه میباشد. اولین عامل مهم در انتخاب مدل، دقت آن در وظایف مشابه است. بررسی عملکرد مدل در مجموعه دادههای مختلف و مقایسه آن با مدلهای دیگر میتواند به درک بهتری از قابلیتهای آن کمک کند. همچنین، مستندات و مقالات منتشرشده درباره مدل مورد نظر میتواند اطلاعات مفیدی درباره نقاط قوت و ضعف آن ارائه دهد. سرعت پردازش نیز یکی از عوامل کلیدی است. بسته به نیازهای پروژه، ممکن است برخی از مدلها به زمان بیشتری برای پردازش دادهها نیاز داشته باشند. در پروژههای حساس به زمان، انتخاب مدلهای سبکتر یا بهینهسازیشده میتواند به کاهش زمان پاسخدهی کمک کند. از منظر منابع، در نظر گرفتن نیازهای محاسباتی مدلها بسیار حائز اهمیت است. مدلهایی که نیاز به منابع سختافزاری بالایی دارند، ممکن است برای تیمهای کوچک یا پروژههای با بودجه محدود مناسب نباشند. انتخاب مدلهایی که قابلیت اجرا بر روی سختافزارهای موجود را دارند، میتواند به بهینهسازی هزینهها و زمان کمک کند. سازگاری با دادههای خاص وظیفه نیز یک معیار کلیدی در انتخاب مدل است. برخی از مدلها به طور خاص برای نوع خاصی از دادهها آموزش دیدهاند و ممکن است برای دادههای دیگر عملکرد مناسبی نداشته باشند. بنابراین، ارزیابی اینکه چگونه مدل در شرایط دادههای خاص عملکرد خواهد داشت، از اهمیت بالایی برخوردار است. در نهایت، توجه به جامعه کاربری و پشتیبانی از مدل نیز میتواند در انتخاب کمککننده باشد. مدلهایی که دارای جامعه فعال و منابع آموزشی فراوان هستند، میتوانند در فرایند یادگیری و تنظیم ریز (Fine-Tuning) به کاربران کمک بیشتری کنند، چرا که مستندات و تجربیات دیگران میتواند مسیر را هموارتر کند و از آزمون و خطاهای غیرضروری جلوگیری کند.تنظیم پارامترها: استراتژیها و بهترین شیوهها
تنظیم پارامترها در فرآیند یادگیری ماشین، به ویژه در زمینه یادگیری عمیق، یکی از مراحل کلیدی برای بهبود عملکرد مدلها در وظایف خاص است. این مرحله نیازمند درک عمیق از دادهها، معماری مدل و هدف نهایی است. در این بخش، به بررسی استراتژیها و بهترین شیوههای تنظیم پارامترها خواهیم پرداخت. یکی از استراتژیهای متداول در تنظیم پارامترها، استفاده از تکنیکهای بهینهسازی مانند Adam، RMSprop و SGD است. این الگوریتمها به طور خودکار نرخ یادگیری را تنظیم میکنند و میتوانند در مواجهه با چالشهای مختلفی نظیر نوسان در شیبها و مشکلات همگرایی کمک کنند. انتخاب الگوریتم مناسب بستگی به نوع داده و ساختار مدل دارد و آزمایش و ارزیابی آنها در شرایط مختلف میتواند به بهترین نتیجه منجر شود. علاوه بر این، تعیین نرخ یادگیری مناسب یکی از جنبههای حیاتی در تنظیم پارامترهاست. استفاده از تکنیکهایی مانند نرخ یادگیری پویا (Dynamic Learning Rate) یا استفاده از Warm Restarts میتواند به بهبود عملکرد مدل کمک کند. این روشها به مدل این امکان را میدهند که در مراحل اولیه آموزش با سرعت بالاتری پیش برود و سپس با نزدیک شدن به بهینهترین نقطه، نرخ یادگیری را کاهش دهد. تعداد اپوکها و اندازه بچ نیز از دیگر پارامترهای مهمی هستند که باید به دقت تنظیم شوند. تعداد کم اپوکها ممکن است منجر به زیرآموزی (Underfitting) شود، در حالی که تعداد زیاد میتواند منجر به بیشآموزی (Overfitting) شود. اندازه بچ نیز به طور مستقیم بر روی زمان آموزش و کارایی مدل تأثیر میگذارد. به طور کلی، استفاده از تکنیکهای اعتبارسنجی متقابل (Cross-Validation) میتواند به انتخاب بهینهترین مقادیر برای این پارامترها کمک کند. استفاده از تکنیکهای منظمسازی (Regularization) مانند Dropout و L2 Regularization نیز میتواند در جلوگیری از بیشآموزی موثر باشد. این تکنیکها با کاهش پیچیدگی مدل و جلوگیری از یادگیری الگوهای نامناسب، به بهبود عملکرد در دادههای ناشناخته کمک میکنند. مدلهای پیشآموزشدیده (Pre-trained Models) نیز به عنوان یک گزینه محبوب در تنظیم پارامترها مطرح هستند. این مدلها به دلیل آموزش بر روی دادههای بزرگ و متنوع، میتوانند به سرعت با وظایف خاص تنظیم شوند. در این حالت، معمولاً تنها لایههای بالایی مدل تنظیم میشوند و لایههای پایینی به صورت ثابت باقی میمانند. در نهایت، ارزیابی مداوم عملکرد مدل در طول آموزش و استفاده از متریکهای مناسب برای سنجش عملکرد، از جمله دقت (Accuracy)، یادآوری (Recall) و دقت مثبت (Precision)، میتواند به درک بهتر از تأثیر تغییرات پارامترها کمک کند. این رویکرد به محققان این امکان را میدهد که در هر مرحله از آموزش، اصلاحات لازم را اعمال کنند و مدل را به سمت بهبود هدایت کنند. در کنار این استراتژیها، توجه به ویژگیهای خاص دادهها و نیازهای وظیفه مورد نظر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در بسیاری از موارد، ممکن است نیاز به تنظیمات خاصی وجود داشته باشد که تنها با آزمایش و تجربه به دست میآید. بنابراین، ایجاد یک فرآیند تکراری و بهینهسازی مستمر در تنظیم پارامترها میتواند به دستیابی به بهترین نتایج کمک کند.تنظیم ریز برای پردازش زبان طبیعی: چالشها و راهکارها
تنظیم ریز (Fine-Tuning) برای پردازش زبان طبیعی (NLP) یکی از مراحل کلیدی در بهینهسازی مدلهای یادگیری عمیق است که به منظور بهبود عملکرد آنها در وظایف خاص انجام میشود. این فرآیند شامل تطبیق یک مدل پیشآموزشدیده با دادههای خاص یک وظیفه میباشد. با این حال، تنظیم ریز در NLP با چالشهای متعددی همراه است که نیاز به توجه و راهکارهای مناسب دارد. یکی از چالشهای اصلی در تنظیم ریز، عدم وجود دادههای کافی و باکیفیت برای وظایف خاص است. در بسیاری از موارد، دادههای موجود ممکن است به اندازه کافی نمایندهی دامنه مورد نظر نباشند یا شامل نویز و خطا باشند. این موضوع میتواند به یادگیری نادرست مدل منجر شود و به عملکرد پایین در وظایف واقعی منتهی گردد. برای غلبه بر این چالش، استفاده از تکنیکهای افزایش داده (Data Augmentation) میتواند مفید باشد. این تکنیکها شامل تولید دادههای مصنوعی بر اساس الگوهای موجود، ترجمهی متن، تغییر ساختار جملات و استفاده از تکنیکهای مشابه هستند که به افزایش تنوع و حجم دادهها کمک میکنند. چالش دیگر، تمایز بین ویژگیهای عمومی و خاص در دادهها است. مدلهای پیشآموزشدیده معمولاً قادر به یادگیری الگوهای عمومی در زبان هستند، اما ممکن است توانایی کمتری در یادگیری ویژگیهای خاص یک دامنه یا وظیفه خاص داشته باشند. برای رفع این مشکل، میتوان از روشهای انتقال یادگیری (Transfer Learning) استفاده کرد که در آن مدل به تدریج بر روی دادههای خاص آموزش میبیند و میتواند به طور موثرتری ویژگیهای خاص را شناسایی کند. علاوه بر این، انتخاب پارامترهای مناسب برای تنظیم ریز نیز از چالشهای مهم به شمار میآید. انتخاب نادرست پارامترهای یادگیری، نرخ یادگیری، و تعداد epochها میتواند به بیشبرازش (Overfitting) یا کمبرازش (Underfitting) مدل منجر شود. برای بهینهسازی این پارامترها، استفاده از تکنیکهایی نظیر جستجوی شبکهای (Grid Search) یا الگوریتمهای بهینهسازی میتواند مفید باشد. همچنین، استفاده از اعتبارسنجی متقاطع (Cross-Validation) به شناسایی بهترین ترکیب پارامترها کمک میکند. همچنین، یکی دیگر از چالشها، مسأله تعادل بین دقت و زمان پردازش است. مدلهای پیچیدهتر ممکن است دقت بیشتری داشته باشند، اما زمان پردازش بیشتری را نیز طلب میکنند. در شرایطی که نیاز به سرعت پردازش بالا باشد، ممکن است لازم باشد که بین دقت و زمان پردازش تعادل برقرار شود. در این راستا، استفاده از تکنیکهای فشردهسازی مدل (Model Compression) و بهینهسازی معماری میتواند به کاهش زمان پردازش کمک کند. در نهایت، ارزیابی صحیح عملکرد مدلهای تنظیم ریز شده نیز یک چالش مهم است. انتخاب معیارهای مناسب برای ارزیابی میتواند به درک بهتری از عملکرد مدل کمک کند. استفاده از معیارهای متنوع مانند دقت، فراخوان (Recall)، و امتیاز F1 میتواند به تجزیه و تحلیل دقیقتری از عملکرد مدل در وظایف مختلف منجر شود. با توجه به این چالشها و راهکارها، تنظیم ریز برای پردازش زبان طبیعی نیازمند یک رویکرد چندجانبه و دقیق است که بتواند به بهینهسازی و ارتقاء عملکرد مدلها در وظایف خاص کمک کند.کاربردهای تنظیم ریز در بینایی ماشین: نمونهها و نتایج
تنظیم ریز (Fine-Tuning) یکی از تکنیکهای مؤثر در بینایی ماشین است که به ویژه در شرایطی که دادههای محدود یا خاصی وجود دارد، به کار میرود. در این بخش به بررسی کاربردهای مختلف تنظیم ریز در بینایی ماشین و نتایج حاصل از آن میپردازیم. یکی از نمونههای بارز کاربرد تنظیم ریز در شناسایی اشیاء و طبقهبندی تصاویر است. با استفاده از مدلهای پیشآموزشدیده مانند VGG، ResNet یا EfficientNet، میتوان از وزنهای اولیه این مدلها که بر روی مجموعه دادههای بزرگ مانند ImageNet آموزش دیدهاند، برای شروع بهینهسازی در یک مجموعه داده خاص استفاده کرد. به عنوان مثال، در پروژهای که هدف آن شناسایی انواع خاصی از گیاهان بود، با تنظیم ریز یک مدل پیشآموزشدیده، دقت شناسایی به طور چشمگیری افزایش یافت. این افزایش دقت به دلیل یادگیری ویژگیهای خاص گیاهان از دادههای محدود بود. به علاوه، تنظیم ریز در تشخیص و شناسایی چهرهها نیز کاربرد دارد. در این حوزه، مدلهای پیشآموزشدیده میتوانند به سرعت و با دقت بالا ویژگیهای چهرهها را شناسایی کنند. با تنظیم ریز این مدلها بر روی مجموعه دادههای خاصی که شامل تصاویر چهره افراد مختلف است، میتوان دقت شناسایی را بهبود بخشید. این امر به ویژه در کاربردهای امنیتی و شناسایی هویت اهمیت دارد. در زمینه تشخیص بیماریها از تصاویر پزشکی نیز، تنظیم ریز به عنوان یک روش مؤثر شناخته میشود. به عنوان مثال، در تشخیص سرطان از تصاویر ماموگرافی، مدلهایی که با استفاده از دادههای عمومی آموزش دیدهاند، میتوانند با تنظیم ریز بر روی دادههای خاص مربوط به بیماران، نتایج بهتری ارائه دهند. این امر به پزشکان کمک میکند تا تشخیص دقیقتری داشته باشند و در نتیجه، امکان درمانهای مؤثرتر افزایش یابد. همچنین، در زمینه پردازش تصویر و بهبود کیفیت تصاویر، تنظیم ریز میتواند به بهبود نتایج کمک کند. با استفاده از شبکههای عصبی کانولوشنی (CNN) و تنظیم ریز بر روی دادههای خاص، میتوان تصاویر را با کیفیت بالاتری تولید کرد و جزئیات بیشتری را در تصاویر بازسازی کرد. این کاربرد به ویژه در صنعت فیلم و عکاسی دیجیتال مورد توجه قرار گرفته است. از دیگر کاربردهای تنظیم ریز میتوان به خودرانها اشاره کرد. در این حوزه، مدلهای بینایی ماشین میتوانند با استفاده از دادههای سنسوری خاص، مانند دوربینهای جلو و عقب خودرو، تنظیم ریز شوند تا بتوانند به طور دقیقتری موانع را شناسایی کرده و واکنشهای لازم را انجام دهند. این امر به افزایش ایمنی و کارایی خودروهای خودران کمک میکند. با توجه به موارد فوق، میتوان گفت که تنظیم ریز در بینایی ماشین به عنوان یک ابزار قدرتمند، قابلیتهای مدلها را در زمینههای مختلف به طرز چشمگیری افزایش میدهد و به محققان و مهندسان این حوزه امکان میدهد تا به نتایج بهتری دست یابند.نتیجهگیری و آینده تنظیم ریز در یادگیری ماشین
تنظیم ریز در یادگیری ماشین به عنوان یک تکنیک کلیدی در بهبود عملکرد مدلها برای وظایف خاص شناخته میشود. این روش به محققان و توسعهدهندگان اجازه میدهد تا از مدلهای پیشآموزشدیده استفاده کنند و با تغییرات جزئی در وزنها و ساختار آنها، به بهینهسازی عملکرد در وظایف خاص بپردازند. این قابلیت به ویژه در زمینههایی مانند پردازش زبان طبیعی، بینایی کامپیوتری و تشخیص صدا، که دادههای محدود و نیاز به دقت بالا وجود دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به پیشرفتهای سریع در معماریهای مدل و تکنیکهای یادگیری، انتظار میرود که روشهای تنظیم ریز به طور مداوم تکامل یابند. به عنوان مثال، استفاده از تکنیکهای یادگیری انتقال و تنظیم چند مرحلهای میتواند به بهبود قابل توجهی در عملکرد مدلها منجر شود. این تکنیکها نه تنها به کاهش زمان و هزینه آموزش کمک میکنند، بلکه قابلیت تعمیم مدلها را نیز افزایش میدهند. از سوی دیگر، چالشهایی نیز در مسیر توسعه و استفاده از تنظیم ریز وجود دارد. یکی از این چالشها، نیاز به دادههای با کیفیت بالا برای آموزش مدلهای خاص است. در برخی موارد، عدم وجود دادههای کافی میتواند منجر به اورفیتینگ یا کاهش کارایی مدل شود. همچنین، انتخاب بهینه پارامترها و تکنیکهای تنظیم ریز ممکن است به دانش فنی عمیق و تجربه نیاز داشته باشد. آینده تنظیم ریز در یادگیری ماشین به تحولات در زمینههای تکنولوژیکی و تحقیقاتی وابسته است. با پیشرفتهای جدید در حوزههای پردازش داده، هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، این روش احتمالاً به ابزارهای قدرتمندتری برای حل مسائل پیچیده تبدیل خواهد شد. استفاده از تکنیکهای نوآورانه مانند یادگیری خودکار، یادگیری تقویتی و بهینهسازیهای مبتنی بر داده میتواند به بهبود بیشتر نتایج و کارایی تنظیم ریز کمک کند. در نهایت، توجه به ملاحظات اخلاقی و اجتماعی در استفاده از تنظیم ریز نیز امری ضروری است. اطمینان از اینکه مدلهای آموزشدیده به صورت عادلانه و بدون تبعیض عمل میکنند، یکی از جنبههای مهمی است که باید در توسعه و پیادهسازی این تکنیکها مدنظر قرار گیرد. با توجه به این مسائل، تنظیم ریز به عنوان یک حوزه تحقیقاتی پویا و رو به رشد، پتانسیلهای زیادی برای توسعه و کاربرد در آینده خواهد داشت.کلمات کلیدی
یادگیری عمیق، تنظیم ریز، مدلهای زبان بزرگ، پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین، تکنیکهای بهینهسازی، انتقال یادگیری، دادههای آموزشی، چالشهای یادگیری ماشین
📤 این صفحه را به اشتراک بگذارید
مقاله کاربردی یافت نشد.