← بازگشت به لیست مقالات

هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر

📅 تاریخ انتشار: 1404/06/28

🏷 کلمات کلیدی: هوش مصنوعی، تشخیص تصاویر، یادگیری عمیق، شبکه‌های عصبی کانولوشنی، کاربردهای پزشکی، چالش‌های تشخیص تصویر، دقت تشخیص، آینده هوش مصنوعی

چکیده

هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی (AI) به یکی از ابزارهای کلیدی در زمینه‌های مختلف، به‌ویژه در تشخیص تصاویر تبدیل شده است. این مقاله به بررسی تکنیک‌ها و الگوریتم‌های مختلف هوش مصنوعی، به‌ویژه یادگیری عمیق، می‌پردازد که در تحلیل و پردازش تصاویر مورد استفاده قرار می‌گیرند. با توجه به افزایش حجم داده‌های تصویری و نیاز به پردازش سریع و دقیق آن‌ها، روش‌های مبتنی بر شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNN) به عنوان یکی از موثرترین راه‌حل‌ها در این زمینه شناخته شده‌اند. این مقاله به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص تصاویر می‌پردازد. همچنین، به تحلیل کاربردهای عملی این فناوری در حوزه‌های مختلفی از جمله پزشکی، امنیت، خودروهای خودران و شناسایی چهره می‌پردازد. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند دقت و سرعت تشخیص تصاویر را به طور قابل توجهی افزایش دهد، اما همچنین چالش‌هایی چون نیاز به داده‌های آموزشی با کیفیت و مسائل مربوط به حریم خصوصی و اخلاق نیز وجود دارد. در نهایت، این مقاله به چشم‌انداز آینده هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر و ضرورت توسعه الگوریتم‌های بیشتر کارآمد و اخلاقی می‌پردازد تا بتوان از این فناوری در بهبود کیفیت زندگی و حل مسائل پیچیده بشر بهره‌برداری کرد.

راهنمای مطالعه

تعریف هوش مصنوعی و اهمیت آن در تشخیص تصاویر

هوش مصنوعی (AI) به مجموعه‌ای از الگوریتم‌ها و تکنیک‌ها اطلاق می‌شود که به سیستم‌ها این امکان را می‌دهد تا از داده‌ها یاد بگیرند، استدلال کنند و تصمیم‌گیری کنند. یکی از حوزه‌های پرکاربرد هوش مصنوعی، تشخیص تصاویر است که به شناسایی و طبقه‌بندی اشیاء، افراد و ویژگی‌ها در تصاویر و ویدئوها مربوط می‌شود. این فناوری به طور گسترده‌ای در صنایع مختلف از جمله پزشکی، خودروسازی، امنیت و سرگرمی استفاده می‌شود. تشخیص تصاویر به کمک هوش مصنوعی به دلیل توانایی آن در پردازش داده‌های بصری به صورت سریع و دقیق، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. با استفاده از شبکه‌های عصبی عمیق (Deep Neural Networks) و تکنیک‌های یادگیری عمیق (Deep Learning)، سیستم‌ها قادر به شناسایی الگوها و ویژگی‌های پیچیده در تصاویر هستند. این امر به ویژه در کاربردهای پزشکی، مانند تشخیص بیماری‌ها از طریق تصاویر پزشکی، از اهمیت بالایی برخوردار است. به عنوان مثال، الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند با دقت بالایی تومورها را در تصاویر اشعه ایکس یا MRI شناسایی کنند و به پزشکان در اتخاذ تصمیمات سریع‌تر کمک کنند. علاوه بر این، هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر به بهبود تجربه کاربری در برنامه‌های مختلف کمک می‌کند. در حوزه‌های مانند تجارت الکترونیک، الگوریتم‌های تشخیص تصویر می‌توانند به شناسایی محصولات و پیشنهادات شخصی‌سازی شده بپردازند. همچنین، در زمینه امنیت، سیستم‌های نظارتی مجهز به هوش مصنوعی می‌توانند رفتارهای مشکوک را شناسایی کرده و به موقع هشدار دهند. در نهایت، هوش مصنوعی نه تنها به بهبود دقت و کارایی در تشخیص تصاویر کمک می‌کند، بلکه به توسعه فناوری‌های نوآورانه‌ای منجر می‌شود که می‌تواند زندگی روزمره را متحول کند. این پیشرفت‌ها به ما این امکان را می‌دهد که به شیوه‌های جدیدی به تحلیل داده‌های تصویری بپردازیم و از آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های مهم استفاده کنیم.

تاریخچه و توسعه تکنولوژی‌های تشخیص تصویر

تاریخچه و توسعه تکنولوژی‌های تشخیص تصویر به چندین دهه پیش بازمی‌گردد و روندی پر فراز و نشیب را طی کرده است. در ابتدا، روش‌های تشخیص تصویر عمدتاً بر پایه الگوریتم‌های ساده و ویژگی‌های دستی طراحی می‌شدند. این روش‌ها شامل تکنیک‌هایی نظیر تشخیص لبه، تقسیم‌بندی تصویر و استخراج ویژگی‌های هندسی بودند که به وسیله آن‌ها می‌توانستند اشیاء را در تصاویر شناسایی کنند. اما با وجود پیشرفت‌های اولیه، این تکنیک‌ها محدودیت‌هایی داشتند و معمولاً در شرایط پیچیده یا تصاویر با کیفیت پایین به خوبی عمل نمی‌کردند. با ظهور یادگیری عمیق در اوایل دهه ۲۰۱۰، تحولی شگرف در زمینه تشخیص تصویر ایجاد شد. شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNN) به عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای یادگیری عمیق، قابلیت‌های بی‌نظیری در پردازش و تحلیل تصاویر ارائه دادند. این شبکه‌ها می‌توانند به طور خودکار از ویژگی‌های پیچیده‌تر و در سطوح مختلف استخراج کنند و به همین دلیل در کارهای تشخیص تصویر و شناسایی الگوها به شدت مؤثر واقع شدند. به عنوان مثال، مدل‌هایی نظیر AlexNet، VGG و ResNet به عنوان نمونه‌های موفق در مسابقات ImageNet شناخته شدند و به طور قابل توجهی دقت تشخیص را افزایش دادند. توسعه تکنولوژی‌های تشخیص تصویر نه تنها به پیشرفت‌های الگوریتمی محدود نمی‌شود، بلکه به پیشرفت‌های سخت‌افزاری نیز بستگی دارد. افزایش قدرت پردازشی کارت‌های گرافیک و ظهور پردازنده‌های مخصوص یادگیری عمیق، امکان آموزش مدل‌های پیچیده‌تر و بزرگ‌تر را فراهم کرده است. به علاوه، وجود داده‌های بزرگ و متنوع برای آموزش این مدل‌ها، نقش کلیدی در بهبود دقت و کارایی آن‌ها داشته است. منابع داده‌ای مانند دیتاست‌های عمومی و پروژه‌های جمع‌آوری داده، به محققان و توسعه‌دهندگان این امکان را داده‌اند که مدل‌های خود را بر روی مجموعه‌های داده‌ای وسیع و متنوع آزمایش کنند. با گسترش کاربردهای تشخیص تصویر در حوزه‌های مختلفی چون پزشکی، امنیت، خودروسازی و صنعت، اهمیت این تکنولوژی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. به عنوان مثال، در پزشکی، تشخیص بیماری‌ها از روی تصاویر پزشکی با استفاده از تکنیک‌های هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش است و می‌تواند به تشخیص زودهنگام و بهبود کیفیت درمان کمک کند. در صنعت خودروسازی، فناوری‌های تشخیص تصویر به عنوان یکی از ارکان اصلی در توسعه خودروهای خودران به شمار می‌روند، جایی که قابلیت شناسایی موانع و تحلیل محیط به طور مستقیم بر ایمنی و عملکرد خودرو تأثیر می‌گذارد. با وجود این پیشرفت‌ها، چالش‌های متعددی همچنان در این حوزه وجود دارد. مسائلی نظیر تعصب در داده‌ها، نیاز به تفسیر انسانی در تصمیم‌گیری‌های حساس و محدودیت‌های اخلاقی در استفاده از داده‌های تصویری، نیازمند توجه و تحقیق مستمر هستند. به همین دلیل، آینده تکنولوژی‌های تشخیص تصویر به ترکیب نوآوری‌های الگوریتمی و توجه به ابعاد انسانی و اجتماعی وابسته است.

الگوریتم‌های کلیدی در هوش مصنوعی برای تشخیص تصاویر

در سال‌های اخیر، الگوریتم‌های متنوعی در حوزه هوش مصنوعی و به‌ویژه در زمینه تشخیص تصاویر توسعه یافته‌اند که هر یک با توجه به ویژگی‌ها و کاربردهای خاص خود، تأثیرات قابل‌توجهی بر روی دقت و سرعت تشخیص تصاویر گذاشته‌اند. یکی از مهم‌ترین الگوریتم‌ها، شبکه‌های عصبی کانولوشن (CNN) هستند. این شبکه‌ها به‌طور خاص برای پردازش داده‌های تصویری طراحی شده‌اند و با قابلیت استخراج ویژگی‌های پیچیده از تصاویر، به‌طور قابل‌توجهی در وظایف تشخیص و طبقه‌بندی تصاویر مؤثر عمل می‌کنند. ساختار چندلایه‌ای این شبکه‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد تا از ویژگی‌های سطح پایین‌تر مانند لبه‌ها و بافت‌ها به ویژگی‌های سطح بالاتر مانند اشیاء و صحنه‌ها دست یابند. الگوریتم‌های یادگیری عمیق به‌خصوص با استفاده از CNN، در بسیاری از چالش‌های تشخیص تصویر از جمله شناسایی اشیاء، چهره‌ها و حتی تشخیص بیماری‌های پزشکی از تصاویر پزشکی به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند. یکی دیگر از الگوریتم‌های مهم در این زمینه، شبکه‌های عصبی بازگشتی (RNN) هستند که در پردازش داده‌های توالی‌دار کاربرد دارند. این شبکه‌ها به‌ویژه در تشخیص و پردازش تصاویر ویدئویی و تحلیل حرکات در تصاویر متحرک مؤثر هستند. علاوه بر این، الگوریتم‌های یادگیری تقویتی نیز در برخی از مسائل مرتبط با تشخیص تصویر به کار می‌روند. این الگوریتم‌ها با شبیه‌سازی فرآیند یادگیری انسان، می‌توانند به‌طور خودکار بهترین راه‌حل‌ها را برای چالش‌های خاص پیدا کنند. به‌عنوان مثال، در تشخیص اشیاء در محیط‌های پویا، یادگیری تقویتی می‌تواند به دستگاه کمک کند تا در مواجهه با شرایط متغیر و عدم قطعیت، تصمیمات بهتری اتخاذ کند. از دیگر تکنیک‌های مؤثر در این زمینه می‌توان به الگوریتم‌های انتقال یادگیری اشاره کرد. این روش‌ها به‌ویژه در مواقعی که داده‌های آموزشی محدود هستند، می‌توانند با استفاده از مدل‌های پیش‌آموزش‌دیده، به تشخیص دقیق‌تر تصاویر کمک کنند. با استفاده از این تکنیک، می‌توان مدل‌های قدرتمند را با داده‌های کمتر و زمان آموزش کوتاه‌تر به کار گرفت. در نهایت، به‌کارگیری تکنیک‌های پیش‌پردازش تصویر نیز نقش مهمی در بهبود دقت الگوریتم‌های تشخیص تصویر دارد. این تکنیک‌ها شامل روش‌هایی مانند نرمال‌سازی، افزایش داده و کاهش نویز می‌باشند که به افزایش کیفیت داده‌های ورودی و در نتیجه بهبود عملکرد مدل‌ها کمک می‌کنند. با توجه به پیشرفت‌های روزافزون در این حوزه، انتظار می‌رود که با ترکیب این الگوریتم‌ها و تکنیک‌ها، قابلیت‌های تشخیص تصاویر به شکل چشمگیری افزایش یابد.

نقش یادگیری عمیق در بهبود دقت تشخیص تصاویر

یادگیری عمیق به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های هوش مصنوعی، در سال‌های اخیر تحولی عظیم در حوزه تشخیص تصاویر ایجاد کرده است. با استفاده از شبکه‌های عصبی عمیق، این فناوری قادر است الگوها و ویژگی‌های پیچیده‌تر را در تصاویر شناسایی کند که به طور سنتی توسط الگوریتم‌های کلاسیک قابل دسترسی نبودند. یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌ها، استفاده از معماری‌های مانند CNN (شبکه‌های عصبی کانولوشنی) است که به طور خاص برای پردازش داده‌های تصویری طراحی شده‌اند. این شبکه‌ها با بهره‌گیری از لایه‌های متعدد، می‌توانند ویژگی‌ها را در سطوح مختلف استخراج کنند. لایه‌های ابتدایی معمولاً ویژگی‌های ساده‌تری مانند لبه‌ها و بافت‌ها را شناسایی می‌کنند، در حالی که لایه‌های عمیق‌تر می‌توانند ویژگی‌های پیچیده‌تری مانند اشیاء و الگوهای بزرگ‌تر را تشخیص دهند. این قابلیت، دقت تشخیص تصاویر را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که سیستم‌های مبتنی بر یادگیری عمیق در مقایسه با روش‌های سنتی، عملکرد بهتری داشته باشند. از دیگر جنبه‌های کلیدی یادگیری عمیق در تشخیص تصاویر، قابلیت یادگیری از داده‌های بزرگ و متنوع است. با افزایش حجم داده‌های تصویری و تنوع آن‌ها، شبکه‌های عصبی عمیق می‌توانند با استفاده از تکنیک‌هایی مانند انتقال یادگیری، به سرعت به یادگیری مدل‌های جدید پرداخته و به بهبود دقت تشخیص کمک کنند. به عنوان مثال، با آموزش مدل‌ها بر روی مجموعه‌های داده بزرگ و عمومی، می‌توان آن‌ها را به راحتی برای وظایف خاص‌تر و کوچک‌تر تنظیم کرد. علاوه بر این، یادگیری عمیق به پیشرفت‌هایی در زمینه شناسایی اشیاء و تشخیص ویژگی‌های خاص امکان‌پذیر کرده است. این فناوری توانسته است در حوزه‌های مختلفی همچون پزشکی، امنیت، خودروهای خودران و غیره کاربردهای عملی داشته باشد. به عنوان مثال، در پزشکی، تشخیص زودهنگام بیماری‌ها از طریق تحلیل تصاویر پزشکی می‌تواند به بهبود نتایج درمانی کمک کند. چالش‌های موجود در این حوزه نیز نباید نادیده گرفته شود. یکی از این چالش‌ها، نیاز به داده‌های بزرگ و باکیفیت برای آموزش مدل‌هاست. همچنین، تفسیر نتایج مدل‌های یادگیری عمیق به دلیل پیچیدگی ساختار آن‌ها، هنوز هم یک معضل محسوب می‌شود. اما با این حال، پیشرفت‌های مداوم در الگوریتم‌ها و سخت‌افزارها، به تدریج این چالش‌ها را کاهش می‌دهد و به بهبود دقت تشخیص تصاویر کمک می‌کند.

کاربردهای هوش مصنوعی در صنایع مختلف

هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک فناوری پیشرفته، تأثیر عمیقی بر صنایع مختلف گذاشته است، به ویژه در زمینه تشخیص تصاویر. در حوزه‌های پزشکی، امنیتی، خودروسازی و خرده‌فروشی، کاربردهای هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر به طور فزاینده‌ای در حال گسترش است. در صنعت پزشکی، الگوریتم‌های هوش مصنوعی قادر به تحلیل تصاویر پزشکی مانند MRI و سی‌تی‌اسکن هستند. این فناوری‌ها می‌توانند نشانه‌های بیماری‌ها را شناسایی کرده و به پزشکان در تشخیص سریع‌تر و دقیق‌تر کمک کنند. به عنوان مثال، استفاده از شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNN) در تشخیص سرطان سینه از طریق تصاویر ماموگرافی، دقت تشخیص را به طور چشمگیری افزایش داده است. در بخش امنیت، تشخیص چهره و شناسایی اشیاء از طریق دوربین‌های مداربسته، به پلیس و سازمان‌های امنیتی کمک می‌کند تا رفتار مشکوک را شناسایی کرده و اقدام به موقع انجام دهند. این فناوری همچنین در کنترل دسترسی به مکان‌های حساس و شناسایی افراد در جمعیت‌های بزرگ به کار می‌رود. در صنعت خودروسازی، تشخیص تصاویر نقش مهمی در توسعه خودروهای خودران ایفا می‌کند. سیستم‌های بینایی ماشین قادر به شناسایی موانع، خطوط جاده و علائم ترافیکی هستند. این فناوری باعث افزایش ایمنی و کاهش تصادفات می‌شود. در حوزه خرده‌فروشی، استفاده از تشخیص تصاویر برای شناسایی محصولات و تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان در فروشگاه‌ها به بهبود تجربه خرید و افزایش فروش کمک می‌کند. سیستم‌های هوشمند می‌توانند به طور خودکار موجودی کالاها را بررسی کرده و به مدیران فروشگاه‌ها در تصمیم‌گیری‌های تجاری کمک کنند. در هر یک از این صنایع، هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر نه تنها باعث افزایش دقت و سرعت در پردازش اطلاعات می‌شود، بلکه به بهبود کیفیت خدمات و محصولات ارائه شده نیز کمک می‌کند. افزایش استفاده از این فناوری در آینده به طور قطع تأثیرات بیشتری بر فرآیندها و قابلیت‌های صنایع مختلف خواهد گذاشت.

چالش‌ها و محدودیت‌های فعلی در تشخیص تصاویر

در حال حاضر، تشخیص تصاویر با استفاده از هوش مصنوعی با چالش‌ها و محدودیت‌های متعددی مواجه است که می‌تواند تأثیر زیادی بر دقت و کارایی سیستم‌ها داشته باشد. یکی از چالش‌های اصلی، تنوع و پیچیدگی داده‌های تصویری است. تصاویر ممکن است تحت شرایط نوری مختلف، زوایای دید متفاوت و پس‌زمینه‌های شلوغ قرار داشته باشند. این تنوع می‌تواند منجر به کاهش دقت مدل‌های یادگیری عمیق شود، زیرا این مدل‌ها نیازمند داده‌های آموزشی متنوع و با کیفیت بالا هستند تا بتوانند ویژگی‌های مختلف را به درستی شناسایی کنند. علاوه بر این، مسئله تعصب در داده‌های آموزشی نیز یکی دیگر از محدودیت‌های جدی است. اگر داده‌های آموزشی حاوی تعصبات اجتماعی یا فرهنگی باشند، مدل‌ها ممکن است به طور نادرست رفتار کنند و نتایج غیرمنصفانه‌ای ارائه دهند. این موضوع می‌تواند در کاربردهای حساس، از جمله تشخیص چهره یا نظارت، عواقب جدی به همراه داشته باشد. از دیگر چالش‌ها می‌توان به مشکل عمومی‌سازی اشاره کرد. مدل‌های یادگیری عمیق ممکن است به خوبی بر روی داده‌های آموزشی عمل کنند، اما وقتی با داده‌های جدید و ناشناخته مواجه می‌شوند، ممکن است کیفیت عملکرد آن‌ها به شدت کاهش یابد. این مسئله می‌تواند به ویژه در زمینه‌هایی مانند تشخیص بیماری در تصاویر پزشکی مشکل‌ساز باشد، جایی که داده‌های جدید ممکن است تفاوت‌های قابل توجهی با داده‌های آموزشی داشته باشند. همچنین، نیاز به منابع محاسباتی بالا و زمان طولانی برای آموزش مدل‌ها از دیگر محدودیت‌هاست. آموزش مدل‌های پیشرفته نیازمند پردازش مقادیر زیادی داده و استفاده از سخت‌افزارهای قدرتمند است که می‌تواند هزینه‌بر باشد و دسترسی به این فناوری‌ها را برای بسیاری از سازمان‌ها دشوار کند. در نهایت، تفسیر نتایج به دست آمده از مدل‌های تشخیص تصویر نیز یکی از چالش‌های مهم است. بسیاری از مدل‌های پیچیده یادگیری عمیق به صورت "جعبه سیاه" عمل می‌کنند، به این معنی که توجیه کردن اینکه چرا یک مدل به نتیجه خاصی رسیده، دشوار است. این مسئله می‌تواند در کاربردهایی که نیاز به شفافیت و قابل اعتماد بودن دارند، به ویژه در حوزه‌های پزشکی و حقوقی، مشکل‌ساز شود.

آینده هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر و پیش‌بینی روندها

آینده هوش مصنوعی در تشخیص تصاویر و پیش‌بینی روندها به وضوح نشان‌دهنده تحولاتی شگرف در زمینه‌های مختلف است. با پیشرفت‌های چشمگیری که در الگوریتم‌های یادگیری عمیق و شبکه‌های عصبی به وجود آمده، توانایی سیستم‌های هوش مصنوعی در تحلیل و پردازش تصاویر به سطحی جدید رسیده است. این تکنولوژی‌ها به ویژه در حوزه‌های پزشکی، امنیت، کشاورزی و خودروسازی کاربردهای فراوانی یافته‌اند. در پزشکی، هوش مصنوعی قادر است با تحلیل تصاویر پزشکی مانند MRI و CT، به شناسایی زودهنگام بیماری‌ها کمک کند. این سیستم‌ها با استفاده از داده‌های آموزشی گسترده و الگوریتم‌های پیشرفته می‌توانند الگوهای پنهان را شناسایی کرده و دقت تشخیص را به طور قابل توجهی افزایش دهند. همچنین، در زمینه امنیت، استفاده از تشخیص چهره و شناسایی الگوهای غیرعادی در تصاویر نظارتی می‌تواند به پیشگیری از جرم و تأمین امنیت عمومی کمک کند. از سوی دیگر، در کشاورزی، هوش مصنوعی می‌تواند با تجزیه و تحلیل تصاویر هوایی و ماهواره‌ای، به پیش‌بینی روندهای رشد محصولات و شناسایی آفات کمک کند. این اطلاعات به کشاورزان این امکان را می‌دهد که تصمیمات بهتری در زمینه مدیریت مزارع خود اتخاذ کنند. در زمینه خودروسازی، تکنولوژی تشخیص تصویر و یادگیری ماشین نقش کلیدی در توسعه سیستم‌های رانندگی خودکار ایفا می‌کند. با استفاده از دوربین‌ها و سنسورهای پیشرفته، خودروها می‌توانند محیط اطراف خود را شناسایی کرده و تصمیمات به موقعی برای ایمنی و کارایی بهتر اتخاذ کنند. نهایتاً، پیشرفت در توانایی‌های پردازش تصویر به همراه داده‌های بزرگ و افزایش قدرت محاسباتی، به بهبود دقت و سرعت پیش‌بینی روندها کمک کرده و زمینه‌ساز ظهور کاربردهای نوآورانه‌تری در آینده خواهد شد. به این ترتیب، هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کلیدی در تحلیل داده‌های تصویری، نقش حیاتی در شکل‌گیری آینده‌ای هوشمندتر و کارآمدتر ایفا خواهد کرد.

کلمات کلیدی

هوش مصنوعی، تشخیص تصاویر، یادگیری عمیق، شبکه‌های عصبی کانولوشنی، کاربردهای پزشکی، چالش‌های تشخیص تصویر، دقت تشخیص، آینده هوش مصنوعی

منبع: این مقاله توسط تیم GPTGram تهیه و تولید شده است. بازنشر با ذکر منبع مجاز است.

📤 این صفحه را به اشتراک بگذارید

مقاله کاربردی یافت نشد.

💬 دیدگاه خود را ثبت کنید: